دوشنبه 8 مهر1387
ما تا آخر ایستاده ایم ...
تصاویری از غرفه نقاشی و راهپیمایی خردسالان در روز قدس/ مشهد مقدس






چهارشنبه 3 مهر1387
برنامه های کانون جوانان در هفته دفاع مقدس و روز قدس
کانون جوانان حریم رضوی برگزار می کند:
نمایشگاه عکس و مجموعه برنامه های فرهنگی به مناسبت روز قدس و هفته دفاع مقدس
کانون بسیج جوانان حریم رضوی مشهد، با توجه به لزوم دشمن شناسی و به ویژه شبکه صهیونیزم جهانی، همزمان با هفته دفاع مقدس و در آستانه روز جهانی قدس، و به منظور تقویت روحیه نوعدوستی، برادری و برابری، ترویج وحدت مسلمین، تشویق تشکل های مذهبی به ترویج فرهنگ ظلم ستیزی و نفی استکبار، آگاهی دادن نسبت به مسأله فلسطین به عنوان خط مقدم مبارزه با صهیونیزم و محکوم کردن اشغال آن، ایجاد زمینه ذهنی در کودکان و نوجوانان نسبت به مسأله قدس و دفاع مقدس و چرایی آن، مجموعه برنامه های فرهنگی ویژه روز قدس و هفته دفاع مقدس برگزار می نماید.

مجید عسگری،عضو شورای مرکزی کانون جوانان حریم رضوی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد گفت: برپایی غرفه نقاشی خردسالان، راهپیمایی دسته جمعی خردسالان با سه چرخه شخصی، توزیع سی دی و ارائه بلوتوث با موضوع فلسطین و دفاع مقدس، برپایی نمایشگاه عکس دفاع مقدس و قدس و مسابقه پیام کوتاه از جمله عناوین برنامه های این کانون در روز قدس می باشد.
وی این برنامه انتخاب گروه سنی خردسالان را جهت ایجاد فضایی نو و متفاوتدر حضور آنان در راهپیمایی ها و تشویق آنان به حضور گسترده در برنامه های مشابه دانست و افزود: راهپیمایی خردسالان به عنوان پایین ترین گروه های سنی با لباس متحدالشکل، در روز قدس، اهمیت این مسأله نزد اقشار و گروه های مختلف ایران اسلامی را در برابر جهانیان به نمایش می گذارد.
عسگری تصریح کرد: مرکز رایانه این مجموعه نیز جهت ارائه خدمات بلوتوث و توزیع سی دی با محوریت دفاع مقدس و فلسطین، والدین حاضر در غرفه نقاشی و عموم بازدیدکنندگان در روز مراسم فعال خواهد بود.
وی ادامه داد: نمایشگاه عکس نیز با همکاری کانون فرهنگی معراج، در دو بخش نمایشگاه عکس دفاع مقدس در محل فرهنگسرای بهشت(واقع در بلوار مدرس مشهد) و نمایشگاه عکس دفاع مقدس و قدس در محل غرفه نقاشی خردسالان(واقع در خ امام رضا،جنب هتل قصر مشهد) برگزار می گردد که بخش نخست آن در محل فرهنگسرای بهشت، از روز دوم مهرماه به مدت یک هفته جهت بازدید عموم دایر می باشد.
عضو شورای مرکزی کانون جوانان حریم رضوی ابراز داشت: مراسم شب خاطره دفاع مقدس نیز با حضور یکی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، روز 4مهرماه ساعت 20:30 در محل فرهنگسرای بهشت برگزار خوهد شد.
عسگری اظهار داشت: در بخش دیگری از مجموعه برنامه های این کانون به مناسبت روز قدس و هفته دفاع مقدس، مسابقه پیام کوتاه با طرح دو سوال پیرامون دفاع مقدس و قدس، در میان حاضران در راهپیمایی، برگزار می شود که نهایتا به هشت تن از افرادی که به هر دو سوال پاسخ صحیح داده اند، به قید قرعه جوایز نفیسی (همزمان با مراسم میلاد امام رضا(ع)) اهدا خواهد شد.
وی در پایان با اشاره به اینکه بخش غرفه نقاشی و راهپیمایی متحد خردسالان و دل نوشته نوجوانان در سه سال گذشته، همه ساله همزمان با روز قدس از سوی این کانون برگزار شده است، بیان داشت: این مجموعه برنامه با از سوی کانون بسیج جوانان حریم رضوی، با همکاری معاونت حقوقی و پارلمانی ریاست جمهوری، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس خراسان رضوی، مرکز فرهنگی شماره یک شهرداری ثامن و کانون فرهنگی معراج برگزار می شود.
یکشنبه 17 شهریور1387
تمام مشکلات فلسطین حل خواهد شد!
تمام مشکلات فلسطین حل خواهد شد
کافیست ما نباشیم و شاعران خفقان بگیرند
کافیست چشم ها را ببندیم و کشتی کچ نگاه کنیم
یا سرگرم انتخاب دختران شایسته سارکوزی شویم
کافیست افغان ها تنها یک زلمای ذلیل زاد داشته باشند؛ ایرانی ها یک نوری زاده، تا خلیج فارس، الخلیج شود
کافیست محمد حرب ترور شود
کافیست یحیی عیاش ها منفجر شوند و تهران سکوت کند
چه فرق می کند اسماعیل هنیه باشد یا محمود عباس؛ خالد مشعل باشد یا سلام فیاض؟
360 کیلومتر نوار غزه باشد یا یک آپارتمان 36 متری با پرچم سفید؟

نگاه کن و لذت ببر؛
از خادم الحرمینی که العربی می رقصد
از پادشاه کوچک امانی
که با فرشته های یهودی تزویج شد
نگاه کن که پادشاه رشید طرابلس
چگونه یک روبات شد
نه از میان این همه اعراب
کسی کاری نمی کند
رجالشان دست بوس رایس اند
نساء شان دست بوس بوش
مگر باز شکاری ولیعهد دوبی
کاری کند
و دست بوش را گاز بگیرد
به اشتباه!
علیرضا قزوه
********
و این قصه دردی است که نهایتی نمیشناسد...
دوشنبه 13 اسفند1386
وقتی شاکیان هلوکاست، مجریان آن می شوند!
ارتش اسرائيل : در غزه هولوكاست به راه مي اندازيم
همزمان با جنگ تمام عيار مردم فلسطين با نظاميان صهيونيست، معاون وزير دفاع اسرائيل اعلام كرد كه در غزه هولوكاست به راه خواهد انداخت!

معاون وزير دفاع رژيم صهيونيستي تهديد كرد، چنانچه موشكباران فلسطيني ها متوقف نشود نوار غزه را به كوره اي بزرگ براي ساكنان اين منطقه تبديل مي كند.
در اين حال گردان هاي شهيد «عزالدين قسام» شاخه نظامي حماس روز گذشته از درگيري شديد ميان مبارزان اين جنبش با گروهي از نظاميان ويژه ارتش رژيم صهيونيستي در شرق شهرك جباليا خبردادند.
به گزارش خبرگزاري ها، گردان هاي قسام با انتشار بيانيه اي اعلام كردند كه مبارزان اين گردان ها از تيربارهاي سنگين و خمپاره هاي ضد نفر و ضد زرهي با گروهي از نظاميان ويژه ارتش رژيم صهيونيستي كه قصد يورش به شرق جباليا را داشتند درگير شده و بيش از 40 گلوله خمپاره به سوي آنها شليك كرده اند.
مبارزان اين گردان ها همچنين با پدافند هوايي و شليك موشك هاي ضد هوايي به سوي هلي كوپترهاي نظامي رژيم صهيونيستي اقدام به مقابله با آنها كردند.
اين گردان ها در اين بيانيه تأكيد كردند، اين اقدامات در راستاي مقاومت در برابر حملات بي وقفه ارتش صهيونيستي به شهرهاي مختلف نوار غزه و كرانه باختري صورت مي گيرد و تا اخراج كامل اشغالگران از سرزمين فلسطين ادامه خواهد داشت.
روز گذشته در جديدترين حمله نظاميان ارتش رژيم صهيونيستي به شرق شهرك جباليا واقع در شمال نوار غزه 70 فلسطيني شهيد و بيش از 150 نفر ديگر زخمي شدند. دست كم چهار كودك و سه زن در ميان اين شهيدان است.
گردان هاي الاقصي شاخه نظامي فتح نيز با صدور بيانيه اي نسبت به پيامدهاي اخير تهديدات معاون وزير جنگ رژيم صهيونيستي مبني بر نسل كشي در غزه هشدار داد.
در اين بيانيه آمده است، حكومت اشغالگر بايد به تنهايي بهاي سنگين وقوع چنين نسل كشي را در غزه بپردازد.
الاقصي از تمامي گروه هاي فلسطيني خواست به مقاومت بپيوندند و دو دستگي را پايان دهند چرا كه رژيم اشغالگر در تجاوزات خود هيچ فرقي براي گروه هاي فلسطيني قائل نيست.
گردان هاي الاقصي همچنين از شاخه هاي نظامي تمامي گروه هاي فلسطيني خواست تا بردامنه عمليات ضد صهيونيستي از جمله آغاز دور جديد عمليات شهادت طلبانه، كمين، درگيري هاي تن به تن و شليك موشك ها بيفزايند.
همچنين جنبش حماس اعلام كرد كه در صورت ادامه جنايات و كشتار فلسطينيان ساكن غزه توسط صهيونيست ها، موشك هاي فلسطيني مناطق اشغالي را تبديل به جهنمي سوزان براي اشغالگران خواهند كرد.
لازم به ذكر است «ليبرمن» وزير تهديدات استراتژيك اسرائيل و تعدادي از اعضاي پارلمان (كنست) اين رژيم روز گذشته از مرگ حتمي نجات يافتند.
روزنامه «معاريو» چاپ رژيم صهيونيستي در اين باره نوشت، زماني كه ليبرمن و تعدادي از اعضاي كنست در مستعمره هاي اطراف غزه به سر مي بردند موشك هاي فلسطيني به چند متري آنها اصابت كرد كه به دليل منفجر نشدن از مرگ حتمي نجات يافتند.وزير امنيت داخلي اسرائيل نيز اخيراً در شهر سدروت از مرگ حتمي نجات يافت ولي يكي از مخالفان وي به شدت زخمي شد.گردان هاي قدس به تازگي موشك پيشرفته اي را طراحي كرده اند كه برد آن به 22 كيلومتر مي رسد.
در تازه ترين اعتراض به جنايات اخير رژيم صهيونيستي عصر روز گذشته در نوار غزه تظاهرات مردمي برگزار شد.
هزاران فلسطيني با خروج از مساجد در برابر مجلس قانونگذاري فلسطين در غزه تجمع و تظاهرات كردند.در اين تظاهرات كه توسط جنبش حماس برنامه ريزي شده بود مردم فرياد مي زدند «انتقام... انتقام»، «هرگز اسرائيل را به رسميت نخواهيم شناخت» و «دست از مقاومت برنمي داريم».
تظاهركنندگان همچنين با حمل پرچم هاي سبز رنگ جنبش حماس تاكيد كردند كه تسليم دشمن صهيونيستي كه با حمايت و پوشش آمريكا و در سايه سكوت كشورهاي عربي دست به اين جنايت مي زند نخواهند شد.******
و این قصه دردی است که نهایتی نمیشناسد...
پنجشنبه 2 اسفند1386
بیتالمقدس فقط یك مكان جغرافیایی نیست!
می دانم كه : « بیتالمقدس فقط یك مكان جغرافیایی نیست و همهچیز آن حتی در هویت تاریخیاش نیز خلاصه نمیشود؛ نشانهای است از عالم قدس، رازی است كه با جان و دل مسلمانان و اعماق روح آنان پیوند دارد». روزنهی اتصال آسمان و زمین است و تاریخش همیشه نشان داده است كه ابدیت در آنجا جاری است.
آنجایی كه تمام پیامبران الهی در آن نماز گذارده باشند و پیامبر اسلام از آنجا به ملاقات خداوند رفته باشد، بی شك تنها دیار مقدسی است كه خود معیار حق خواهد بود از باطل؛ و تاریخ گذشته و امروز آن به خوبی نمایانده است كه لشگریان شیطان با تمام قوای پوشالی خود تنها چند صباحی می توانند به دروغ مدعی تسلط بر آن باشند.
و نیز می دانم كه : چگونه روزمرگی و غفلت من را از فهم عظمت این ارض ملكوتی عاجز كرده است. غبار ظلمت چنان بر فكر و قلب من نشسته است كه برای اثبات حقانیت آن نیاز به استدلال دارد!
نیز می دانم كه : سازمان ملل متحد كه پس از پایان جنگ جهانی دوم توسط فاتحان آن جنگ ویرانگر ایجاد شد ، هدف نخستین خود را برقراری صلح و امنیت در تمام جهان معرفی كرد .
اما نمی فهمم چگونه این سازمان جهانی در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ طرح غیر قانونی تقسیم فلسطین را به ۵/۵۶ % تحت كنترل یهودیان، ۴۳% تحت كنترل اعراب و قدس به عنوان منطقه بین المللی تصویب كرد! حال آنكه تا سال ۱۹۴۸ با تمام تلاشی كه یهودیان صورت دادند از لحاظ جمعیتی چیزی حدود ۷۰۰ تا ۷۵۰ هزار نفر بودند و فلسطینی ها حدود یك میلیون و دویست تا یك میلیون و سیصد هزار نفر جمعیت داشتند. و از لحاظ جغرافیایی كل اراضی فلسطین كه تحت تسلط یهودیان بود تنها ۵% از جغرافیای فلسطین را تشكیل می داد.
و نیز می دانم كه : پس از تولد شوم اسرائیل در ۱۴ می كشورهای عربی از خواب برخواستند و خواستند كه به مقابله برخیزند. جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد. ولی فورا آمریكا و اروپا وارد عمل شدند و شورای امنیت رسماً اعلام آتش بس كرد. طی دو هفته آتش بس موقت كانون های صهیونیستی بدلیل نفوذی كه در وزارت دفاع آمریكا داشتند، خلبان های خبره و ماهر یهودی را شناسایی كردند و آنها را مأمور كردند كه وارد جنگ شوند.
از بعضی كشورهای اروپای شرقی و غربی سیل مهمات و حتی نفرات را به نفع اسرائیل وارد میدان كردند. و پس از پایان صلح موقت رژیم صهیونیستی بر قدس، كرانه باختری ، نوار غزه ، صحرای سینا و بلندی های جولان تسلط پیدا كرد. و این گونه اسرائیل حتی به سهم خود كه سازمان ملل به آنها بخشیده بود قانع نشد.
و می دانم كه : تقدیر فلسطین به جنگ و جنایت سنگدلان تاریخ و سكوت ناظران جهانی گره خورده است. اسرائیل از پیش از تولدش تا به امروز بر دشتی از خون مردمان فلسطین زیسته است. دهكده دیریاسین، كفر قاسم، اردوگاه های صبرا و شتیلا ، شهر الخلیل، اردوگاه سازمان ملل در قانا ، جنین تنها بخش كوچكی از فلسطین است كه پر پر شدن مردمانش را به چشم خود دیده است و به خاك خود گرمای وجود آنان را لمس كرده است. و هزاران شهید تا امروز به همراه آوارگان فلسطینی و كودكانی كه غربت تنها دمخور آنها گشته است برگی ننگین در تاریخ بشریت است.
و نمی دانم که:
چرا « هنگامی كه فلسطین بعنوان یك ملت مسلمان نفی می شود و قتل عام!»،
چرا هنگامی كه خانه ای بر سر صاحبانش ویران می شود»،
چرا «هنگامی كه كودكی در آغوش پدر و مادرش جان می دهد» ،
چرا «هنگامی كه فرزندی یتیم می شود» ، صداها در گلوها فرو می رود؛
چشمها بسته می شوند، فریادها خفه می شوند، چهره ها روی می گردانند، سازمانها سكوت می كنند، پرونده حقوق بشر بسته می شود، روشنفكرها می گریزند و…
اما شاید هنوزكسانی چون "گارسیا ماركز" باشند كه بگویند: « من آریل شارون را برای جایزه نوبل قتل وكشتار نامزد می كنم. اجازه بدهید بگویم من از ارتباط نامم با جایزه نوبل شرمنده ام.
من شگفتی نامحدود خود را نسبت به قهرمانی های ملت فلسطین اعلام می دارم. ملتی كه به رغم انكار ابرقدرت و روشنفكران بزدل یا رسانه های گروهی یا حتی برخی از عرب ها نسبت به وجود این ملت همچنان در برابر نابودی، پایداری می كند.

اما بعد؛ « اسراییلیان به حاكمیت چند روزه خویش بر فلسطین و این حرم مقدس غره نشوند؛ بیتالمقدس روزهای سختی را در پیش خواهد داشت و از پس آن به آرامشی طولانی دست خواهد یافت. تقدیر تاریخ در جنگی كه میان مسلمانان با اشغالگران كنونی فلسطین روی خواهد داد معنا خواهد شد.»
و آن هنگام كه آخرین منجی بشریت با ورود از درب شرقی مسجد الاقصی نوید آزادی این مكان الهی را خواهد داد دوباره در عرش طنین انداز می شود كه : … إنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِیناً.
و این قصه دردی است که نهایتی نمیشناسد...
جمعه 26 بهمن1386
ثبت است بر جریده عالم دوام ما ...

متن پیام به اين شرح است:
بسماللهالرحمنالرحيم
برادر عزيز جناب حجة الاسلام آقاي سيدحسن نصرالله
شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقاي حاج عماد مغنيه براي خود او كه سراپا عشق و شور جهاد في سبيل الله بود فوزي عظيم و سرانجامي سعادتبار است و براي ملت لبنان كه چنين مردان بزرگي را پرورده و به عرصه ي آزاديخواهي و مبارزه با ستم، تقديم كرده، مايه ي سرافرازي و سربلندي است.
فقدان اين مرد آزاده ي فداكار و برجسته، اگر چه براي همه ي انسانهاي شريف و همه ي آنان كه او را مي شناختند بويژه براي والدين و همسر و فرزندان عزيز و ديگر كسان و يارانش دردناك است، ولي زندگي و مرگ انسانهائي مانند او، حماسه اي است كه ملتها را بيدار ميكند و به جوانان الگو ميدهد و افقهاي روشن و راه رسيدن به آن را براي همه ترسيم مي نمايد.
صهيونيستهــاي خونخوار و جنايتكار بدانند كه خون مطهر شهيداني همچون عماد مغنيه صدها عماد مغنيه مي آفريند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغيان را دو چندان ميكند. مرداني چون اين شهيد بزرگوار زندگي و آسايش و بهره منديهاي مادي خود را در راه دفاع از مظـلوم و مبـارزه با ظلم و استكبار فــدا كردند. و اين ارزش والائي است كه همه ي وجــدانهاي انسـاني در برابر آن سر تعظيــم فــرود مي آورند. رضـــوان خدا بر او و بر همه ي مجاهدان راه حق باد.
من اين شهـــادت بزرگ را به شخص شمـا و به خـانواده ي گراميش و به جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و به همه ي ملت لبنان تبريك و تسليت ميگويم.
والسلام عليه و عليكم ورحمةالله
سيدعلي خامنه اي
25/بهمن/1386
<><><><><>
پنجشنبه 27 دی1386
خطرناکترین دشمن حسین(ع)
السلام علیك یا ابا عبدالله، و علی الارواح التی حلّت بفنائك، علیك منا سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار
سخنرانی منتشرنشده امام صدر در عاشورا
11)بهمن ۱۳۸۵(
یكی از دوستان اندیشمند ما میگوید دشمنان حسین سه گروهاند:
دشمن نخست: كسانی كه حسین و یارانش راكشتند. آنها ستمكار بودند، اما اثر ستمشان ناچیز است، زیرا كه جسم را كشتند و اجساد را پاره پاره کردند و چادرها را به آتش كشیدند و اموال را به غارت بردند. آن ها چیزهای محدودی را از میان بردند . اگر حسین در سال 61 به شهادت نمیرسید در سال دیگری از دنیا میرفت. پس خطر اصلی چیست؟ آنان با کشتن حسین چه چیزی را محقق ساختند؟ باید گفت که آنان مرگ حسین (ع) را جاودانه و همیشگی کردند. بنابراین خطر دشمن اول، ظالم اول و طغیانگر اول محدود است.
دشمن دوم: كسانی كه كوشیدند تا آثار حسین را پاك سازند، بنابراین قبرش را از میان بردند و زمینی را كه در آن به خاك سپرده شده بود، به آتش كشیدند و یا مانند بنی عباس حرم امام حسین (ع) را به آب بستند.
اینان مانع عزاداری برای حسین (ع) شدند، چنانكه در عصر عثمانی اینگونه بود. شما و پدرانتان این دوره را دیدهاید. دوران تاریكی بود. هنگامی كه مجلسی بر پا میداشتند، مراقبینی میگماردند، تا رسیدن عمال عثمانی را خبر دهند و عزاداران پراكنده شوند. هم اینان زیارت حسین را منع كردند و برای كسانی كه می خواستند قبر امام حسین را زیارت کنند سختیهای بسیاری میآفریدند. اینها گروه دوم از دشمنان حسین هستند، کسانی که میخواستند اسم حسین و یاد حسین فراموش شود، و آرامگاه حسین و عزاداری بر حسین را از میان رود.
خطر این گروه بیش از گروه اول است، اما در اجرای برنامههایشان، ناتوان ماندند، چنانكه این مسأله در تاریخ روشن شد. ما امروز شاهد گسترش زمانی و مکانی عزاداریهای امام حسین هستیم. امروز دست كم بیش از صد میلیون نفر در عزادارییهای امام حسین(ع) شركت می كنند؛ نه تنها در جهان اسلام، بلكه همچنین در آفریقا. جمعه گذشته در ایام عاشورا، همه خطبهها به اسم امام حسین (ع) برگزار شد؛ در همه جا، در اروپا، در آمریكا و در هر كشوری که دوستداران حسین (ع) زندگی میكنند. امروز صد میلیون نفر و یا بیشتر مجالس حسینی را برپا میكنند. سفر من به گابن با اربعین حسینی مصادف بود و در آنجا سخنرانی مفصلی كردم. در سنگال هم که بودم مجالس مفصلی برپا كردیم.
به همین ترتیب در همه كشورها مراسمهای عزاداری امام حسین (ع) در حال گسترش است. این مراسم این جا در لبنان، در بیروت و در مكانهای گوناگون فزونی می یابد، و عمیق تر میشود. بنابراین گروه دوم دشمنان حسین پرخطرتر و ستمكارتر از گروه نخستاند، اما در كارشان ناكام ماندند، ولی خطر اینها از گروه سوم كمتر است.
دشمن سوم: این گروه بر آن بودند تا چهره حسین را مخدوش کنند، و واقعه كربلا را در سالگردها و عزاداریها نگه دارند، و آن را در گریه و اندوه و ناله منحصر كنند. ما بر حسین بسیار میگرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی شویم. مویه ما برای نو كردن اندوه ها و كینه ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است، اینها انگیزه ما برای گریه است.
چرا به خاک افکنده شدن امام حسین را یاد می كنیم و آن را در مقاتل می خوانیم؟ نالهها و شیونهای دلخراش! ماجرا را صحنه به صحنه می خوانیم تا واقعیت را پیش رو آوریم، و خطر ستمپیشگان و سنگدلیشان را دریابیم، و همچنین ابعاد فداكاری و قدرت آن را بفهمیم. پس ما تنها به شیون بسنده نمیكنیم، و حسین را تنها شهید اشكها نمیدانیم. و برآنیم كه تكلیف ما فقط با عزاداریهای ما به انجام نمیرسد.
اگر در تاریخ نبرد میان حق و باطل واقعه کربلا را از جمود خارج سازیم و آن را به گذشته پیوند دهیم، به طور طبیعی حادثه به آینده هم پیوند می خورد. چنانكه میگوییم حسین وارث آدم و نوح و موسی و عیسی است، و امام صادق و باقر و رضا (ع) میراثدار او هستند، و هر كسی كه با باطل میستیزد و همه توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم میكند میراثدار اوست.
وجود خیر و شر دو جبهه ابدی و ازلی را میسازند. جدّمان، حضرت آدم، برگزیده خدا، جبهه اصلی را رهبری كرد. نبرد میان قابیل و هابیل صورت پذیرفت. میتوان گفت این ستیز نبردی نمادین یا حقیقتی تاریخی است، فرقی نمیکند، آن چه مهم است بازتاب این نبرد برای ماست. پس از آن نبرد آغاز و از همان لحظه اول به خون آغشته شد. این نبرد پردامنه آغاز شد، تا از همان زمان و تا امروز و تا ابد در برابر آدمی تجربه ای قرار دهد.
از آن زمان به بعد این نبردها ادامه یافتند. این نبردها گاهی میان طبقات است و گاهی درون طبقات مختلف اجتماعی و گاهی میان ملت ها و یا ... است. این نبردها امروز از چارچوب طبقاتی خارج شدهاند. واقعیت این است كه نبرد حقیقی میان ستمپیشه و ستمدیده است، زیرا كه ستم شكلهای گوناگونی دارد.
گاهی ظلم حالت شخصی دارد. كسی دیگری را می زند، شوهری همسرش را می زند، برادری برادرش را می زند و یا شخصی به همسایه اش آزار می رساند. این نبردها شخصی است.
گاهی ستم ویژگی دیگری می یابد. استعمار ستمی سیاسی است و استعمارگران به مردم ستم می كنند؛ آزادی و سرزمین و وطنشان را غصب میکنند. این چیزها را گاهی به كمك سیاست می گیرند، و گاهی با شمشیر. این نوع ستم، نبرد میان ظالم و مظلوم را تصویر می كند، و استعمارگر و استعمار شده را.
گاهی نبرد ویژگی اقتصادی می یابد؛ استثمار كننده و استثمار شونده. گروهی با فریب و زور و ربا اموال دیگران را می دزدند. ربا در قدیم رواج داشت؛ چه پیش از اسلام، چه پس از اسلام، حتی امروز هم وجود دارد. گروهی با سوء استفاده از مال و امکاناتی که دارند، اموال و تلاش دیگران را تصاحب میكنند. این نوع دیگری از ستم است، نبرد میان استثمار كننده واستثمار شونده.
گاهی نبرد با ویژگی فرهنگی و فكری خود را مینمایاند. یكی از متفکران این ستم را «استحمار» مینامد. استحمار یعنی اینكه میخواهند مردم را نادان نگه دارند. مردم چیزی نفهمند و نادان بمانند. در اینجا نیز ستمكار عقل و اندیشه و آگاهی و احساس ستمدیده را نادیده می گیرد.در این جا نیز نبرد پا برجاست.
قرآن كریم همه انواع ستم را معرفی میكند، و همه ستمدیدگان را با هم میخواند: «و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین» [قصص/ 5] ( و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.) استضعاف یعنی گروهی، گروهی دیگر را ضعیف بشمارد، و دارایی و اندیشه آنها را غصب كند. نگاه تاریخی قرآن كریم میگوید در زمین مردم دو گروه اند؛ یا ظالم یا مستضعف. این دو گروه در برابر هم قرار می گیرند، ستم فزونی مییابد، ظالم طغیان میكند، چیره میشود و سرانجام حكم میراند.
مستضعفین جستجو میكنند، متفق میشوند، التماس میكنند، توسل میجویند، ناله و فریاد سر میدهند، و سرانجام خداوند برای آنان رهبر یا وحی و یا پیامبری میفرستد، تا آنان را گرد هم آورد و رهبری كند. آنان نیز از مصالح خود در برابر ستمكار دفاع میكنند. همه پیامبران؛ كسانی كه فریادشان خدای واحد و احد بود، همیشه در میان تعداد زیادی مستضعف بودند. آن ها در كنار مستضعفین میایستادند، نه به دلیل کینه توزی از قدرتمندان، چرا که عقدهای در کار نیست، بلكه به دلیل بیزاری از ظلم . آنان می خواهند زورمداران و ستم بارگان را از عرششان فرو کشند. پیامبر هیچ کینه و عقدهای علیه هیچ انسانی ندارد. او از این کینهتوزیها مبراست.
شعله نبرد زبانه میكشد. مستضعفین به پا می خیزند، گرد نبی خود میآیند و نبرد را میآغازند. فداكاری میكنند و نبرد را پی میگیرند تا ستمكار از عرشش سقوط كند و از طغیانش دست بشوید. مستضعفین در برابر استعمار و استثمار و استحمار ستمکار میایستند.
انواع سه گانه ستم، رهبرانی دارد. این رهبران بودهاند و اكنون نیز هستند. اما سرانجام ستم در برابر اكثریت میشكند و ستم پیشه نیز خرد میشود. سپس ستمكار جامه نو بر تن میكند؛ جامه انبیا، و لباس دین. به دعوت جدیدی فرا میخواند و شعار دفاع از مصلحت مردم را سر میدهد. اعلام میکند كه در كنار مستضعفین است. مستضعفین میبینند ستم از درون خودشان پا گرفته است؛ غصب و استبداد و استعمار و استثمار و استحمار از دورن خودشان است. در این هنگام نبردی دیگر آغاز می شود. بدین گونه این نبرد از ازل تا ابد پاینده است.
این نبرد برای چیست؟ این سنت خداوند است. این نبرد همیشگی برای این است كه آدمی بتواند با اراده کامل خود از میان خیر و شر یکی را انتخاب کند و این گونه است که سلسله پاینده ستیز میان ستمكار و ستمدیده کامل می گردد. از خلال این سلسله نبرد آغاز شد: از آدم برگزیده خدا و نوح پیامبر خدا و عیسی روح خدا و موسی همسخن خدا و تا محمد محبوب خدا و علی ولی خدا.
از این رو، واقعه كربلا یك نبرد جدا افتاده و پدیدهای یگانه در تاریخ انسان نیست، البته حلقهای ویژه است، و به طور طبیعی با دیگر حلقههای تاریخ نبرد، تفاوت دارد. چنان كه این حلقه با گذشته پیوند دارد با آینده نیز در پیوند است.
ما با این یادها و عزاداری ها و برپایی مجالس سوگ می كوشیم تا با این واقعه مانند اتفاقی جدید زندگی كنیم. پدران و نیاکان و رهبران و علمای ما نیز در این راه تلاش کردند. به سخنان امام حسین گوش فرا می دهیم:«الا ترون أن الحق لایعمل به و الباطل لایتناهی عنه» (آیا نمی بینید به حق عمل و از باطل بازداشته نمی شود.)([اللهوف, ص 79] این سخن در گوش عزاداران طنین می افكند، و انسان را وا می دارد تا هوشیار باشد كه در این نبرد همیشگی، امروز چه باید بكند؟ دو جبهه روشن است و تا هنگامی كه دو جبهه رهبران و پیروان خودش را دارد، ما باید ببنیم آیا در جای خود ایستاده ایم؟ در كدام جبهه هستیم؟
سخنان و شعارها روشناند.وقتی كه انسان معاصر درمییابد كه نبرد امام حسین با گذشته و آینده پیوند دارد، درنگ میكند، و در برابر دو جبهه می ایستد تا صف خود را انتخاب کند. اگر بخواهیم هر دو جبهه را بشناسیم، باید بدانیم هر كدام ویژگیهای خودش را دارد. دقت خیلی زیادی نمی خواهد. ویژگیها روشن است. آیا كسی هست كه شك كند اسرائیل ظالم است؟ اسرائیل فلسطین را اشغال و مردم را آواره و بیگناهان را نابود كرده است. به بهانة حمایت از خود اشغال را ادامه می دهد و فكر جهانی را با استعمار و استثمار و استحمار به بیراهه برده است.
بنابراین ما مستضعفین هستیم. اسرائیل در جبهه یزید است؛ جبهه باطل، جبهه ستمپیشگان، و ما در جبهه مستضعفین هستیم؛ جبهه حسین. ما چه باید بكنیم؟ سیره حسین را میخوانیم و میبینیم كه حسین با خاندان و یاران و فرزندان و با همه هستی و مردان و زنان خود به آوردگاه میرود. كسانی هم كه با حسین از مدینه خارج نشدند، با اجباری از جانب حسین مواجهه نشدند، چرا كه حسین برای آنها چنین نوشت: «ألا وأن من خرج معی یقتل و من لم یخرج لن یبلغ النصر.» (بدانید آن که با من از مدینه خارج شود, کشته خواهد شد و آن کس که بماند به پیروزی نخواهد رسید.)
او می خواهد همه دوستداران و عزیزان خود را همراه كند، اما به كجا؟ به محراب شهادت. او می داند كه همگی به سوی شهادت گام بر می دارند و همین طور هم بود. سخنان امام حسین و علی اكبر را وقتی علی اكبر به خیمهها بازگشت و آب خواست، میخواندم. مضمون سخن امام حسین این بود كه آب در اختیار ندارد اما به علی اکبر می گوید: «امیدوارم كه از دست جدت سیراب شوی.» در این دنیا سیراب می شود؟ جدش كجا به او آب می دهد؟ حسین شهادت و مرگ را برای تنها فرزندش آرزو می كند. می گوید: بفرما، بجنگ و بمیر. این معنای سیراب شدن از دست جدت است. دیگران از او اجازه میخواهند و او به آنها اجازه میدهد، و همین گونه یكی پس از دیگری، همه آنها را تقدیم كرد. در مقتل ماجرا را شنیدهاید.جزئیات این كارزار بسیار به حقیقت نزدیك است.
همراهان امام حسین دانستند که میان آنان و پیروزی به اندازه ضربات شمشیر امام حسین (ع) و عباس و دیگر قهرمانان فاصله هست، یعنی لحظاتی بیش تا نجات آنان نمانده است.آنان میدانند كه پس از شهادت امام حسین(ع) خصم به درون خیمهها میرود و لباسها و زیور آلات و گوشوارهها را بی رحمانه به غارت می برد. آری روشن شد كه چه كردند. در مقتل خواندهاید که با شمشیرها و نیزه ها و هر وسیله ای كه در دسترسشان بود حمله كردند. ما این رخدادها را در ایام عاشورا می خوانیم. هدف چیست؟
می خواهیم عاشورا را در جایگاه درست تاریخی خود قرار دهیم، زیرا كه این واقعه در سلسله حلقههای متصل به هم جایی دارد. نبرد حق و باطل با حسین به اوج خود میرسد، اما این نبرد همچنان ادامه دارد. پیش از حسین بود و پس از آن هم خواهد بود. چرا حلقه حسین متفاوت و ویژه است؟ زیرا فداكاری امام حسین، فداكاری بزرگی بود. او همه چیز را برای خدا تقدیم كرد:«ان كان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی.» (اگر دین محمد پا بر جا نمی ماند مگر با مرگ من، پس ای شمشیرها مرا در یابید.) او همه چیزش را تقدیم كرد. اگر این واقعه را به سلسله تاریخی و سرمدی نبرد میان حق و باطل پیوند دهیم، خود را در این جبهه قرار دادهایم.
امروز این نبرد میان فلسطینی ها و اسرائیل برپاست. این مسأله نخست تکلیف فلسطینیهاست و اگر آنها این كار را انجام ندهند بر ما واجب عینی است كه بپا خیزیم و این كار را به انجام رسانیم. درست است، اسرائیل نیرومند است، اما یزید نیز قدرت داشت. اسرائیل می كشد، میسوزاند و سر میبرد. آنچه را انجام میدهد، بر صفحههای تلویزیون میبینم. به یاد میآوریم كه مسلم بن عقبل نیز در كاخ به قتل رسید، سرش را از تن جدا کردند، و جسدش را از بلندی افكندند.
پس اسرائیل در صف یزید است. همه ابعاد واقعه كربلا هم اكنون نیز وجود دارد. حسین بازنگشت و نگفت كه آن ها ظالم اند و به مرد و زن و مرده رحم نمی كنند. نگفت كه آن ها پس از كشتنم، سینه ام را پاره پاره می كنند. پس بر ماست که در راه حق گام برداریم. چه سودی دارد كه خوار بمانیم؟ در حالی که او پیشواست و باید این همه را تحمل كند.
بنابراین، نبرد ما با اسرائیل، ادامه نبرد امام حسین است. آن ها درباره حسین می گفتند: «خرج عن حده فقتل بسیف جده» (او از خد و حدود خود تجاوز کرد و با شمشیر جدش کشته شد.) این حكمی بود كه در محكمه برای امام حسین صادر كردند. میگفتند چرا عصیان میکنی؟ چرا نمی گذاری مردم شادمان باشند؟ چرا نمی گذاری مردم نماز بگزارند و روزه بگیرند؟ حج بر جای آورند و زكات بپردازند؟ ای حسین چرا این کار را میکنی ؟ از این همه نبرد و درگیری چه نتیجهای میگیری؟
من آمده ام تا به شما هشدار دهم كه اسرائیل هم همان حرف را می زند: بیایید با هم زندگی كنیم، بیاید با هم زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم! آیا این حرف ها از دولتی که بر اساس اشغال گری و تعدی و طمع و زیاده خواهی است، پذیرفتنی است. اسرائیل می گوید من بالاتر از دیگر انسان ها هستم. همه آدمیان باید تحت سلطه من باشند. پس این نبرد امام حسین در عصر ماست. ما چیزی را از سلسله نبرد حق و باطل جدا نمیكنیم؛ چنان كه به حسین در نبردش با یزید می گوییم:
« السلام علیك یا وارث آدم صفوة الله »
منبع:موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام صدر
مترجم : مهدی فرخیان
دوشنبه 23 مهر1386
ایستگاه نقاشی خردسالان و کودکان در روز جهانی قدس
(مشهدمقدس)


غرفه دلنوشته نوجوانان

چهارشنبه 21 شهریور1386
برخیزید...
اي درياي بي پايان انسانها برخيزيد و از مركز وحي دفاع كنيد
اي مسلمانان جهان،و اي مسلمين بپا خاسته!و اي درياي بيپايان انسانها!بپا خيزيد و از كيان اسلامي و ملي خويش دفاعكنيد.
اسرائيل بيت المقدس را از مسلمين گرفت و با مسامحه دولتها مواجه شد.اكنون چنانچه آثارش ظاهر شده است،آمريكا و شاخه فاسد آن اسرائيل در صدد است كه مسجد الحرام و مسجد النبي را قبضه كند، باز هم مسلمانان نشسته و تماشا گرند و بيتفاوت!
برخيزيد و از اسلام و مركز وحي دفاع كنيد و از اين هياهوها نهراسيد كه امروز اسلام به شما محتاج است و شما در قبال خداوند متعال مسئول هستيد. به خداوند تعالي اتكال نمائيد و با وحدت كلمه بهپيش رويد. ما به پيروزي از اسلام بزرگ از جميع مستضعفين حمايت ميكنيم و از شما و هر سازماني در جهان كه براي نجات كشور خويش بپا خاسته است پشتيباني ميكنيم.
ما از مبارزات برادران فلسطيني و مردم جنوب لبنان در مقابل اسرائيل غاصب كاملا پشتيباني مينمائيم و به خواست خداي تعالي بر دشمنان بشريت و اسلام پيروز خواهيم شد و اميد است كه نصر خدائي و فتح مسلمانان نزديك باشد.
پيام امام،تاريخ 4/9/58،صحيفه،ج 10،ص 228.
*****
و این قصه دردی است که نهایتی نمیشناسد...
چهارشنبه 21 شهریور1386
قصه چیست؟
داستان قتل هابیل و تنهایی نوح(ع) یا غربت ابراهیم(ع) و موسی(ع) یا قصهی مظلومیت عیسی(ع) و مریم(ع) همان داستان زجرهای شب و روز محمد (ص) است. امروز سخن از تاراج سرمایههای انسانی حکایتی تلخ و طولانی است. داستان سرزمینی که متعلق به همه بشریت است. میعادگاه رسولان الهی، یادگار مریم مقدس و هزاران نام مقدس دیگر، سرزمین حکایتهای تلخ و شیرین بشریت از کهن تا امروز ...
کجایند آنان که به گمان غلط خود پاسبانان دفاع از حقوق بشریتاند؟ آنانکه پنبهی غفلت در گوش خویش فرو کردهاند و در کاخهای شیشهای بر بستر نرم آسایش آرمیدهاند؟!
اینان معنای تشنگی و گرسنگی و بیخانمانی را نمیدانند! معنای آوارگی و خانه به دوشی را نمیدانند! چه فرق میکند که این بیخبرانِ آسوده خاطر در کاخ سفید باشند یا در قصرهای مجللِ کشورهای اسلامی و عربی یا در اروپا و جاهای دیگر؟! برخی از مسلمانی فقط نام آن رایدک میکشند و برخی از حقوق بشر تنها شعار و اعلامیه!!!
آری وجدانهای زنگار گرفتهای که حتی انسانیت خویش را نادیده گرفتهاند!
اینها که تشنه به خون انساناند و به خود میبالند که پیکان تیرهایشان سینهی کودکان مظلوم و بیدفاع و زنان آواره را هدف گرفته است؛ اینها وارثان فرعون و نمرودند و قابیل صفتان روزگار ما. اینها که قالبِ تهی از روحشان زمینی را به پلیدی کشانده است و بوی تعفن وجودشان انسان را به ستوه آورده است.
قاتلانی که چون لاشخوران متعفن بر خرابههای «قانا» قهقههی شیطانی سر میدهند و بر اجساد زنان و کودکان و جوانان لبنان و فلسطین تانک و ماشینهای نظامی میرانند تا ردّپای پلیدشان در تاریخ بماند.
آنان که پیروزی را در ویران کردن خانه بر سر زن و کودک میبینند، آنانکه هر چه شعله جنگ برافروخته شود به خون انسانها تشنهتر میشوند، اینها زادهی همان اسلاف پلیدی هستند که به گمان خودشان عیسی(ع) را به صلیب کشیدند، ابراهیم(ع) را در آتش انداختند و حسین(ع) را در صحرای کربلا به شهادت رساندند.
اما چه تهی مغزند آنان که پنداشتهاند آزادی را میتوان کشت. شاید بتوانند خانهها را ویران کنند و جوانان را در آتش جهل خود به قتل برسانند، اما انسانیت هرگز نمیمیرد.
اما ننگ برای آنان خواهد بود که کمر به قتل عام بشریت بستهاند و ذلت ارزانی آنان است که در برابر نسلکشی وحشیانهی صهیونستها به سکوت مرگ فرو رفتهاند. دیو سیرتان بیهمّیتی که آستین به مرگ بیگناهان بالا زدهاند در محکمهی تاریخ رسوا خواهند شد.
امروز زیر آوارهای سرزمین های اشغالی، هزاران انسان مسلمان و مسیحی و ... برای تحقق اهداف سیاه سلطهگران شرق و غرب کابوس مرگ میبینند؛ هزاران کودکی که انتظار آنها برای دیدن پدر یا برادر هرگز به پایان نمیرسد و هزاران آرزوی دیگر که از آنها جز نالهای زیر خروارها خاک چیزی برجای نمیماند، بشریت را به امداد میطلبند ولی جز غرش ویرانگر سلاحهای کشتار جمعی چیزی به امداد آنها نمیرسد!
آی آدمها که در ساحل نشسته؛ شاد و خندانید ...
آری! این قصه، قصهی تلخ مرگ انسانها و نابودی نسلهایی است که جرمشان آزادیخواهی است! جرمشان «اللهاکبر» است! یا شاید جرمشان این است که میخواهند در خانهی خویش زنده بمانند!
ولی برای کوردلان جهانخواری که به کشتن انسانها افتخار میکنند، چه فرق میکند که جوانان مقاوم حزبالله را بکشند یا زنان و کودکان بیدفاع را؟!
و این قصه دردی است که نهایتی نمیشناسد...





